« ما قاصد هستیم. مقصدی داریم. انبیا هم قاصدند. آمدند به ما خبر دادند و ما را هم راه انداختند. اما مقصد کجاست؟ مقصد در ذات خود شماست. همان چراغ، همان نور. قشنگ با آن ها تماس بگیر! اگر کسی می خواهد عشق بازی هم بکند با آن بکند؛ با ذات خود. آن جا بنشین ببین با تو چه کار می کند. جایی خلوت سر جانماز می نشینی او شما را در بغل می گیرد، بلکه شما او را در بغل می گیری. آن نور می آید و شما او را در بغل می گیری آن گاه انسان خودش را رها میکند تا هر جا که می خواهد ببرد. جایش خوب است...»*
* طوبای محبت، جلد(1)
|
+| نوشته شده توسط
انتشارات محبت در دوشنبه سی و یکم تیر 1387
|